ezdevaj

یک خانمی به من تماس گرفت و گفت: آقای حدائق یک خواستگاری آمده است که خیلی آدم خوبی است خیلی آدم مردی است . فقط دو تا ایراد دارد یکی نماز نمی‌خواند و یکی هم شراب می‌خورد.

گفتم: خوب شد ما نمردیم و عیب کوچک را هم فهمیدیم چیست؟

گفتم: خواهر من! این برای تو زده تو خال

55555

من در حالات حضرت خدیجه (س) مطالعه می‌کردم. نقل‌ها متفاوت است؛ بعضی‌ها می‌گویند 25 سال زندگی مشترک باهم داشتند و برخی نیز بیشتر نقل کردند.

یک‌بار حضرت خدیجه (س) تقاضایی از پیامبر (ص) نکرد. جایگاه حضرت خدیجه (س) را ببینید. یک بانوی ثروتمند با موقعیت بسیار عالی که ثروتمندان عرب با سرمایه او تجارت می‌کردند وقتی‌که به همسری پیغمبر (ص) درآمد، رسول‌الله (ص) یک جوان به‌حسب ظاهر تهیدست اما باایمان، امین، صادق و بااخلاق.

1234

می‌خواهم دوستی را بگویم. مردم! کد دوستی را حواسمان باشد از دست ندهیم.

رفیق خوب این است که شما را برای شخصیتت بخواهد.

بین یک زن و شوهر جوان در همین شیراز اختلاف بود. کار به طلاق کشیده بود.

البته این دختر مقصر بود.

doosti

یک‌شب در دفتر مسجد نشسته بودم.

خانمی که فارغ‌التحصیل یکی از رشته های مهندسی دانشگاه شیراز بود به دفتر آمد.

خانم مهندس گفت: من به بن‌بست رسیده‌ام می‌خواهم بروم خودکشی کنم.

گفتم: چرا اول کار نمی‌آیی سؤال کنی؟ چطور شده است که می‌خواهی خودکشی کنی؟

etekaf

گفتند: یک پدری به بچه‌اش گفته است که اعتکاف نمی‌خواهد بروی. تو که گناه نکرده‌ای. اعتکاف را کسانی می‌روند که گناه کرده‌اند. تو که جوانی و هنوز اول کارت است. اعتکاف برای چه می‌روی؟

مسجد باید گنه‌کاران بروند؟

العیاذ بالله معصومین (ع) که نماز می‌خواندند گنه‌کار بودند؟

پیامبری که ده روز آخر ماه رمضان را معتکف می‌شد گنه‌کار بود؟

eatedal

یک روز آقا امام صادق (ع) نشسته بودند. یک کسی آمد و گفت: از اعتدال برای ما بگویید.

امام یک مشتی خاک در دستشان کردند و جمع کردند.

فرمودند: این حالت را می‌بینی که انسان ببندد نه خودش بخورد و نه به کسی بدهد. این را بخل می‌گویند که خدادوست نمی‌دارد.

nokhodaki

خدا رحمت کند مرحوم آیت‌الله آقای حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی

در خاطرات ایشان می‌نویسند.

خیلی‌ها جریاناتی از ایشان نقل می‌کنند. آدم عجیبی بوده است.

estemrar

خدا رحمت کند آقای بهلول را؛ سال 71 یا 72 بود.

یک‌ شب آمدم، دیدم در محراب خوابیده است.

گفتند: یک پیرمردی است. آمدم دیدم آقای بهلول است.

گفت: من آمده بودم که ببینم اگر شما نمی‌آیی خودم نماز بخوانم.

چون ایشان دائم‌السفر بود و نمازهایش را همگی تمام می‌خواند.

همان شب نیز منبر رفت و گفت: حاج‌آقا را می‌خواهم ببینم.

یک جایی مجلسی بود و ایشان را با خودمان بردیم و آن شب را نیز در منزل حاج‌آقای والد بود.

جریاناتی را برای من نقل کرد.

یکی از نکاتی که نقل کرد این بود که بیش از شصت سال است که به دستور امام هشتم به مأمون عباسی عمل می‌کنم و مریض نشدم.

من سؤال کردم که آن دستور چه بود؟

گفت: آقا علی بن موسی‌الرضا (ع) فرمودند: اگر می‌خواهی مریض نشوی بین هر دو وعده‌ غذا یک ‌فاصله بینداز؛ یعنی اگر صبحانه خوردی دیگر ناهار نخور و شام بخور. اگر شام خوردی فردا صبحانه نخور و ناهار بخور.

در هر 48 ساعت سه وعده‌غذا می‌خورد.

وعده‌های غذایی هم مانند ما نبود که چلوکباب و سالاد و حلوا و ... با هم می‌خوریم.

او یک نان‌وآب و ماست می‌خورد. خوراکش همین بود.

می‌گفت من مریض نشدم.

نظم دارد. استمرار دارد. اگر کار مستمر باشد نتیجه می‌گیرد.

امام باقر (ع) می‌فرماید: کار کم مداوم بهتر از کار زیاد ناپیوسته است؛ «قَلِيلٌ مَدُومٌ عَلَيْهِ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرٍ مَمْلُولٍ مِنْهُ»

کار کم انجام بدهید ولی همیشه انجام بدهید.

طراحی و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری رسانه