همانطورکه مقام معظم رهبری فرمودند: ما باید تابع نظر وزارت بهداشت و انجمنی باشیم که در پیگیری بیماری کرونا زحمت می کشند.
خود مقام معظم رهبری نیز فرمودند که ما از نظر آنها متابعت می کنیم.

امام زمان (عج) به خدا عرض می‌کند: خدایا! به ثروتمندان ما دو صفت عطا کن.

البته این دعاهای حضرت برای همه خوب است ولی خصوصاً برای بعضی از آحاد جامعه، ضروری است.

 امام صادق (ع) می‌فرماید: إِنَّ الْمَرْءَ يَحْتَاجُ فِي مَنْزِلِهِ وَ عِيَالِهِ إِلَى ثَلَاثِ خِلَالٍ يَتَكَلَّفُهَا وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ فِي طَبْعِهِ ذَلِكَ مُعَاشَرَةٌ جَمِيلَةٌ وَ سَعَةٌ بِتَقْدِيرٍ وَ غَيْرَةٌ بِتَحَصُّنٍ.

هر مردی براى اداره منزل و خانواده خود به سه خصلت نياز دارد، اگر «این خصلت‌ها» در طبيعت او نباشد، بايد خود را به سختی بیاندازد تا آن‌ها را بدست آورد:

1. خوش رفتارى

 2. گشاده‌دستى سنجيده

 3. غيرت براى حفاظت از اهل منزل

***

امام صادق (ع) می‌فرماید: هر فردی، هر مردی، برای اداره‌ی درون خانه‌اش و منزلش و خانواده‌اش، به سه ویژگی نیاز دارد تا نسبت به همسر، اولاد و خانه‌اش، انسان موفقی باشد.

وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ فِي طَبْعِهِ ذَلِكَ؛ اگر در طبع تو نیست هم برو و آن را بدست بیاور.

ابتدا حضرت فرمود: مُعَاشَرَةٌ جَمِيلَةٌ؛ معاشرت پسندیده.

یکی از برکات ازدواج از نظر قرآن، رسیدن به آرامش است.

چرا بعضی به آرامش نرسیده‌اند. معاشرت جمیل در زندگی داشته باشید. بچه‌ی توست، پاره‌ی تن توست! چرا نفرین؟! چرا توهین؟! چرا کلام زشت؟!

این زن شریک زندگی تو است!!

بارها عرض کرده‌ام، آقایانی که ازدواج کرده‌اید، از زمان ازدواج به بعد، به هر کجا که رسیده‌اید، زن شما و خانم شما، با شما شریک است. نگاه اسلام نیز همین است. این خانم اگر کنار شما نبود و بچه‌های شما را نگهداری نمی‌کرد و رسیدگی به امور شما نمی‌کرد، آیا شما به این مقامات می‌رسیدید؟ آقای مدیر! اگر این خانم در زندگی شما نبود، شما می‌توانستی مدیریت کنی و یا درس بخوانی؟؟

خانم‌ها هم به همین صورت است. زمانی که ازدواج می‌کنند و رشد و ترقی دارند، شوهر هم در این امر نقش دارد.

بهتر است نیمه‌ی پر لیوانِ زندگی را ببینیم.

دوم، حضرت فرمود: وَ سَعَةٌ بِتَقْدِيرٍ؛ زندگی موفق این است که مردِ خانه، گشاده‌دستیِ به اندازه داشته باشد. سعه داشته باش اما سعه‌ای که اسراف در آن داخل نشود و زن و فرزند، در سختی و تنگنا نباشند و حتی گاهی اوقات برای رفع نیازهای اقتصادی خود، از دیگران کمک بگیرند.

سوم، حضرت می‌‎فرماید: وَ غَيْرَةٌ بِتَحَصُّنٍ؛ غیرت و ناموس‌داری؛ آن‌هم ناموس‌داریِ شایسته.

غیرت، یعنی: آقای خانه! بنا نیست پای هر کس را در خانه‌ی خود باز کنی و بنا نیست خانم خود را با هر کس و ناکسی مواجه کنی. آقای محترم! دنبال کار را، خودت بگیر و خانمت را با انظار آلوده روبه‌رو نکن! از طرف دیگر هم تغایر نداشته باش که حتی آفتاب هم نباید خانم شما را ببیند.

غیرت‌الله فقط امیرالمؤمنین علی (ع).

حضرت زهرا (س)، همان بانویی که وقتی فرد نابینا (عبدالله بن ام مکتوم) وارد خانه‌شان شد، به طرف اتاق دویدند که بوی حضور ایشان، به شامه‌ی آن مرد نابینا نرسد، اما همین حضرت زهرا (س) در میدان جنگ پشتِ اُحُد و بدر و خندق، حضور داشتند و به رزمندگان اسلام و شوهر و پدرشان کمک می‌کردند.

اسلام، مخالف با حضور زن در جامعه نیست؛ بلکه می‌فرماید: زن در جامعه حضور پیدا کند اما حضوری همراه با عفاف، تقوا و پاکدامنی باشد.  

 

 کسانی که می‌خواهند مشمول عفو الهی قرار بگیرند به فرموده‌ی علی (ع) باید از حرام فاصله بگیرند. یکی از شرایط عفو و بخشش، فاصله گرفتن از حرام است. اما اگر بخواهیم مشمول عفو بشویم، علی (ع) می‌فرماید: مَن تَنَزَّهَ عَن حُرُماتِ اللّه سارَعَ إلَيهِ عَفوُ اللّه. آن‌هایی که از حرامِ خدا فاصله می‌گیرند، عفو خدا و بخشش خدا، به سمت آن‌ها سرعت پیدا می‌کند.
کسانی امشب مشمول عفو خدا می‌شوند که عهد ببندند دیگر به حرام برنگردند. با خدا عهد ببندید که: خدایا کمکمان کن، تو یاری‌مان کن.
جوان‌های عزیز! در آن بحران‌های زندگی که احساس می‌کنید درمانده شده‌اید، خدا را صدا بزنید آن‌وقت ببینید که خدا چه می‌کند.
یوسف (ع) در آن بحران سخت، خدا را صدا زد و خداوند به دادش رسید. در آن محیط 100% آماده برای گناه و دور از هر مانعی برای معصیت، یوسف (ع) در آن اتاق‌های تو در توی از داخل بسته شده، که هیچ انسانی راه به آن مجموعه نداشت و محیطی مهیّا برای گناه بود؛ زلیخای آراسته، یوسف جوان.
یوسف تا دید محیط، محیطِ حرام است و احتمال لغزش او قوی است و راه به جایی ندارد و درمانده شده، خدا را صدا زد و از خدا کمک خواست. همین که خدا را صدا زد، خداوند از کفرآمیزترین شیء موجود در آن‌جا، توحید را بر قلب یوسف درخشاند. یک دفعه حضرت یوسف (ع) مشاهده کرد که زلیخا، پارچه‌ای را روی شیئی انداخت. یوسف (ع) به زلیخا گفت: آن شیء چه بود؟ زلیخا گفت: بت عامون است. یوسف (ع) گفت: پس چرا پارچه را روی آن انداختی؟ زلیخا گفت: من از بت عامون خجالت می‌کشم. همین شد راهِ نجاتِ یوسف.
یوسف گفت: خانم! شما از یک بتِ دست‌ساز که فاقد شعور است خجالت می‌کشی، آن‌وقت من از خدای خود خجالت نکشم؟!
گاهی اوقات در همان بن‌بست‌هایی که انسان فکر می‌کند راه مفرّی ندارد، خداوند به دادِ انسان می‌‌رسد و از چیزی که گمانش را نداریم، کمک می‌رسد.
همین سبب شد که خداوند به فریاد یوسف رسید و درهای بسته، یکی یکی باز می‌شد. إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُركُم.
قرآن می‌فرماید خدا را یاری کنید تا خداوند یاری‌تان کند.

 

یکی از بازاریان و متدیّنین شیراز برای من نقل کرد:

مردی در همین محله‌ی گود عربان شیراز، مغازه‌ی میوه‌فروشی داشت. مرض وبا آمد و همه‌گیر شد و خیلی از جوان‌ها از بین رفتند (این حرف مربوط به 60 سال قبل است). در همین زمان، اطباء اعلام کردند اگر لیموی شیرین یا مدنی پیدا بشود که به مریض داده شود، احتمال دارد بیماری شفا یابد.

حدود 20 سال قبل، شخصی بود که از میلیاردرهای شیراز محسوب می‌شد. بنده با آیت‌الله والد به منزل آن مرحوم رفتیم. مریض بود و در بستر بود. تنهایِ تنها در خانه بود. تشک بصورت کثیف که لکه‌های چای روی آن ریخته بود، خرده‌های نان کنار بسترش و زیر تختش بود. وضع عجیبی داشت که با واکر به سرویس بهداشتی می‌رفت.

سال 70، آقایی نزد مرحوم والد من آمد و گفت: 24 میلیون تومان طَبَق درست کرده‌ام برای امام حسین (ع). من خودم شاهد این قضیه بودم.

طراحی و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری رسانه