خداوند می‌فرماید: پسران بی‌همسر و دختران بی‌شوهر تشکیل زندگی بدهند و از مشکلات اقتصادی نهراسند. اگر نیازمند باشند ما آن‌ها را  از فضل خود بی‌نیاز خواهیم کرد.

آیا یک نفر را سراغ دارید که بگوید خدایا برای تو و با معیارهایی که تو می‌پسندی زندگی را آغاز می‌کنم و در این زندگی مانده باشد و خدا او را اداره نکرده باشد؟

«رَزَقَکُم مِنَ الطَّیِّباتِ» خدا می‌فرماید: اگر برای من زندگی را شروع کردید از طیبات به شما رزق می‌دهم. به باطل ایمان می آورید و نعمت خدا را کفران می کنید؟

ما که راه سلامت زندگی را برای شما معین کردیم. چرا دنبال باطل می‌روید؟ چرا دنبال روابط نامشروع می‌روید؟ چرا حرام‌خوری را شیوه کار خود قرار می‌دهید؟ ما که حلال‌خوری را تعریف کردیم. در این مسیر بیایید، ما نیز برکت می‌دهیم.

عجیب است همین که بچه به دنبال بچه در زندگی می‌آید رزق نیز وارد زندگی می‌شود. یک ورقی در زندگی بزنید و ببینید چه داشتید و چگونه شروع کردید؟

شخصی خدمت امام صادق(ع) آمد و از این که دختردار شده است اظهار نگرانی می کرد. می گفت: در این فکرم که آینده این دختر چه خواهد شد؟ تأمین سلامت و سعادت این دختر چگونه خواهد بود؟

امام(ع) یک جمله فرمود: «ثِقلُهَا عَلَی الارضِ وَ رِزقُهَا عَلَی اللهِ»؛ سنگینی این دختر روی زمین است و رزقش به عهده خدا است. تو که رازق نیستی.

پدرها! مادرها! بچه‌هایتان را چقدر دوست می‌دارید؟ این مقدار را در بینهایت ضرب کنید نتیجه‌اش محبت خدا می‌شود.

اصل از او است و این سرمایه از او رسیده است. کسی که این امانت را به شما داده است تأمین و حمایت می‌کند و در رسیدگی امور به شما کمک می‌کند.

14 آذر سال 82 بود که در بین خطبه های نماز جمعه، باران شروع به باریدن گرفت. حضرت آیت الله محمد رضا حدائق که در آن روز خطیب موقت جمعه بود بلافاصله به همین مناسبت حدیثی از پیامبر (ص) در ارزش بالای صلوات نقل کردند.

پیامبر اکرم(ص) در شب معراج، یکی از فرشته ها را دیدند که هزارها دست و در هر دست، هزاران انگشت داشت؛ او مامور ثبت تعداد قطرات باران بود.

آن فرشته عرض کرد: آمار تعداد قطرات بارانی را که از بدو خلقت تا الان باریده است را دارم ولی اگر در مجلسی نام شما برده و صلوات فرستاده شود نمی توانم ثواب آن را حساب کنم.

امام علی علیه السلام در بحث صفات متقین می فرماید که اگر خدا برای آن ها اجلی معین نکرده بود یک لحظه مایل به ادامه زندگی نبودند. چرا؟

خانواده از دیدگاه اسلام؛یعنی کانون آرامش، بین آرامش و آسایش فرق است؛

آسایش یعنی فرش زیر پا، کولرگازی، ماشین تمام‌اتوماتیک، لباس‌شویی و ظرف‌شویی تمام‌اتوماتیک، خانه مدرن و ... .

اما آیا این‌ها آرامش را نیز آورده است؟

بسیاری از افراد، این‌ها را دارند و شب‌ها با دیازپام می‌خوابند؛ اعصاب و فکر آن‌ها را رها نکرده است؛ کانون خانواده خودشان کانون اضطراب است

آرامش کجا اتفاق می‌افتد؟ یکی از این مکان ها به فرموده قرآن ، کانون خانواده صحیح است.

ازدواجی که درست و با معیارهای اسلامی شکل بگیرد عامل ایجاد آرامش است؛ یعنی زیبایی، ثروت، سواد، شهرت، موقعیت‌های اجتماعی و قبیله‌ای در آن به تنهایی مدنظر نباشد.

اگر در ازدواج، خدا و اخلاق مدنظر باشد آن خانواده کانون آرامش می‌شود.

حضرت حجت الاسلام و المسلمین شیخ علیرضا حدائق روز سه شنبه 22 خرداد 97 مصادف با بیست و هفتم ماه مبارک رمضان در بیان جایگاه و اهمیت خانواده از نظر قرآن کریم به نکات مهمی اشاره فرمودند.

طراحی و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری رسانه